تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۸:۰۶
کد خبر : 7125

بهمئی؛ سرزمین استعدادهایی که پشت دیوار قومیت و سیاست جا ماندند

بهمئی؛ سرزمین استعدادهایی که پشت دیوار قومیت و سیاست جا ماندند

بهمئی سرشار از ظرفیت‌های انسانی و نخبگان توانمندی است که در هیاهوی قوم‌گرایی، سیاسی‌کاری و مناسبات شخصی، گاه فرصت بروز و اثرگذاری پیدا نکرده‌اند. توسعه زمانی آغاز می‌شود که شایستگی جایگزین وابستگی، تخصص جایگزین تعلقات و کارآمدی جایگزین سهم‌خواهی شود. مسئله بهمئی کمبود استعداد نیست؛ کمبود فرصت‌های عادلانه برای شکوفایی استعدادهاست.

عصر زنگی

بهمئی؛ سرزمین استعدادهایی که پشت دیوار قومیت و سیاست جا ماندند

وقتی «چه کسی هستی؟» جای «چه چیزی بلدی؟» را می‌گیرد
یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌های توسعه‌نیافتگی در جوامع کوچک، نه کمبود نیروی انسانی است و نه فقدان استعداد؛ بلکه ناتوانی جامعه در دیدن و به‌کارگیری شایستگان است.
بهمئی، برخلاف آنچه گاهی در روایت‌های سیاسی و اجتماعی بازنمایی می‌شود، سرزمین کمبود انسان‌های توانمند نیست؛ سرزمینی است سرشار از جوانان تحصیل‌کرده، متخصصان، فرهنگیان، مدیران، کارآفرینان، اصحاب رسانه، نخبگان اجتماعی و افرادی که هرکدام می‌توانند بخشی از بار توسعه را بر دوش بکشند.
اما مسئله اینجاست:
چند درصد از این ظرفیت واقعاً فرصت ظهور پیدا کرده‌اند؟
در سال‌هایی که باید معیار انتخاب افراد، تخصص، تجربه، پاکدستی، کارآمدی و قدرت حل مسئله می‌بود، گاهی پرسش‌های دیگری پررنگ‌تر شده‌اند؛ «اهل کجاست؟»، «با چه کسی است؟»، «طرفدار کدام جریان است؟»، «چه نسبتی با فلان فرد دارد؟» و «در کدام حلقه قرار می‌گیرد؟»
اینجاست که توسعه، قربانی مناسباتی می‌شود که هیچ نسبتی با منطق توسعه ندارد.
قومیت وقتی هویت باشد، سرمایه است؛ وقتی معیار مدیریت شود، مانع توسعه
قومیت و تعلق اجتماعی، بخشی از هویت تاریخی هر جامعه است و احترام به آن امری طبیعی است؛ اما تبدیل تعلق قومی به معیار شایسته‌گزینی، می‌تواند جامعه را از مسیر عقلانیت دور کند.
جامعه‌ای که افراد را نه بر اساس توانایی، بلکه بر اساس وابستگی‌هایشان ارزیابی کند، دیر یا زود با یک بحران جدی مواجه خواهد شد:
فرار یا خاموشی سرمایه انسانی.
نخبه‌ای که بارها شایستگی خود را ثابت کرده اما هر بار در برابر روابط، سهم‌خواهی و مناسبات سیاسی کنار گذاشته می‌شود، ممکن است دیگر برای اثرگذاری تلاش نکند.
و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که یک جامعه، سرمایه‌ای را از دست می‌دهد که جایگزین کردن آن بسیار دشوار است.
سیاست باید مسیر خدمت باشد، نه فیلتر ورود به فرصت‌ها
رقابت سیاسی در ذات خود امری طبیعی است؛ اما هنگامی که سیاست به معیار تشخیص شایستگی افراد تبدیل شود، اداره جامعه از «مدیریت» به «صف‌بندی» تغییر ماهیت می‌دهد.
بهمئی بیش از آنکه به مدیرانی نیاز داشته باشد که بدانند چه کسی به چه جناحی تعلق دارد، به مدیرانی نیاز دارد که بدانند چگونه یک پروژه را به نتیجه برسانند، چگونه سرمایه جذب کنند، چگونه اشتغال ایجاد کنند و چگونه مسئله‌ای را که سال‌ها بر زمین مانده حل کنند.
جامعه زمانی پیشرفت می‌کند که در آن، یک متخصص توانمند صرف‌نظر از گرایش سیاسی‌اش بتواند برای خدمت فرصت داشته باشد و یک فرد ناکارآمد، صرفاً به دلیل داشتن ارتباطات سیاسی یا اجتماعی، نتواند بر صندلی مسئولیت تکیه بزند.
بهمئی به بازتعریف «شایستگی» نیاز دارد
شاید یکی از مهم‌ترین اصلاحات فرهنگی و مدیریتی در بهمئی، بازتعریف این پرسش باشد:
«چه کسی را می‌شناسیم؟»
به جای آن باید پرسید:
«چه کسی توان انجام این کار را دارد؟»
این تغییر ساده در پرسش، می‌تواند آغاز یک تحول بزرگ باشد.
اگر قرار است بهمئی در مسیر توسعه قرار بگیرد، باید از مرحله‌ای عبور کند که در آن افراد برای اثبات تعلق خود به یک گروه تلاش می‌کنند و به مرحله‌ای برسد که برای اثبات توانایی خود در حل مسائل عمومی رقابت کنند.
توسعه با شعار، تعصب، سهم‌خواهی و صف‌بندی سیاسی ساخته نمی‌شود؛ توسعه محصول اعتماد به تخصص، شایسته‌سالاری، پاسخگویی، سرمایه اجتماعی و استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های انسانی است.
نسل جدید، قربانی گذشته نباشد
نسل جوان بهمئی نباید هزینه اختلافات و مرزبندی‌های نسل‌های گذشته را بپردازد.
جوانی که تحصیل کرده، مهارت آموخته، تجربه کسب کرده و برای آینده خود برنامه دارد، نباید احساس کند برای دیده‌شدن ابتدا باید عضو یک حلقه، جریان یا شبکه خاص باشد.
اگر چنین احساسی در میان نسل جوان شکل بگیرد، خطرناک‌ترین اتفاق برای یک جامعه رخ خواهد داد:
استعدادها می‌روند، اما مناسبات باقی می‌مانند.
و جامعه‌ای که نخبگانش را از دست بدهد، حتی اگر از نظر منابع طبیعی، جغرافیا و امکانات ظرفیت‌های فراوانی داشته باشد، در مسیر توسعه با مشکل مواجه خواهد شد.
بهمئی بیش از هر چیز به یک «آشتی با شایستگی» نیاز دارد
امروز شاید وقت آن رسیده باشد که همه جریان‌ها، گروه‌ها، نخبگان، بزرگان، مدیران، فعالان اجتماعی و سیاسی یک سؤال صادقانه از خود بپرسند:
اگر فردی توانمند باشد اما به جریان، طایفه یا حلقه ما تعلق نداشته باشد، آیا حاضر هستیم شایستگی او را بپذیریم؟
پاسخ به همین سؤال، میزان بلوغ سیاسی و اجتماعی یک جامعه را نشان می‌دهد.
بهمئی برای عبور از مشکلات خود، بیش از هر چیز به اعتماد دوباره به سرمایه انسانی نیاز دارد؛ به نسلی که بتواند بدون برچسب‌های قومی و سیاسی، صرفاً با تکیه بر دانش، تجربه و اخلاق حرفه‌ای در ساختن آینده سهم داشته باشد.
بهمئی فقیر از استعداد نیست؛ فقیر از فرصت‌های عادلانه برای شکوفایی استعدادهاست.
شاید بزرگ‌ترین ظلمی که به این شهرستان شده، این نباشد که برخی فرصت‌های اقتصادی و زیرساختی از آن دریغ شده؛ بلکه این است که در برخی مقاطع، استعداد انسان‌ها در هیاهوی قومیت، سیاست و مناسبات شخصی دیده نشد.
و اگر قرار است آینده متفاوت باشد، باید از همین‌جا شروع کنیم:
نه از اینکه «چه کسی پشت ماست»، بلکه از اینکه «چه کسی برای ساختن بهمئی توانمندتر است».
این، شاید مهم‌ترین آزمون بلوغ اجتماعی ما باشد.

 

حسین جعفری نیکو مدیر پایگاه خبری عصر زنگی

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.