«اگر رسانه را نبینی، جامعه را هم کامل نخواهی دید»

رسانه، بلندگوی روابط عمومی نیست؛ پل ارتباطی میان مردم و مدیریت و چشم ناظر جامعه است. مدیری که میخواهد عملکردش دیده و اعتماد عمومی تقویت شود، باید رسانه را شریک گفتوگو، پرسشگری و مطالبهگری بداند، نه صرفاً منتشرکننده اخبار رسمی. ارتباط حرفهای با رسانه، بخشی از حکمرانی ارتباطی و سرمایه اجتماعی مدیر است
عصر زنگی
یکی از چالشهای جدی در مدیریت امروز، فاصله گرفتن برخی مدیران از رسانههاست؛ مدیرانی که یا اساساً ارتباط مؤثری با خبرنگاران و فعالان رسانهای ندارند، یا ارتباطشان به انتشار چند خبر رسمی و روابطعمومیمحور محدود میشود؛ اخباری که بیشتر از آنکه روایتگر واقعیتهای جامعه باشد، صرفاً عملکرد اداری را بازتاب میدهد.
رسانه حرفهای قرار نیست فقط «خبرِ افتتاح، جلسه، تقدیر و بازدید» منتشر کند. رسالت رسانه، پرسشگری، مطالبهگری، انعکاس مشکلات مردم، نقد منصفانه، بیان دستاوردها و ایجاد ارتباط دوسویه میان مردم و مسئولان است.
مدیری که تنها زمانی رسانه را میخواهد که خبر مثبتی برای انتشار دارد، در واقع رسانه را با «بلندگوی روابط عمومی» اشتباه گرفته است. رسانه مستقل، نه روابط عمومی مدیر است و نه تریبون مخالف او؛ بلکه نهادی اجتماعی است که باید بتواند هم عملکرد مثبت مدیر را ببیند و هم درباره کاستیها سؤال کند.
از سوی دیگر، خبرنگار نیز باید بداند ارتباط حرفهای با مدیران به معنای چشمپوشی از نقد و مطالبهگری نیست؛ بلکه به معنای دسترسی به اطلاعات، شنیدن پاسخ مسئول و فراهم کردن امکان قضاوت آگاهانه برای افکار عمومی است.
امروز مدیری موفقتر است که از سؤال سخت خبرنگار فرار نکند، نقد منصفانه را تهدید تلقی نکند و رسانه را فرصتی برای شنیدن صدای جامعه بداند.
رسانه اگر فقط خبرهای روابط عمومی را منتشر کند، بخشی از واقعیت را روایت کرده است؛ اما اگر بتواند صدای مردم را نیز به مدیران برساند، آنگاه به رسالت واقعی خود نزدیک شده است.
در نهایت، فاصله گرفتن مدیر از رسانه، لزوماً به معنای حذف رسانه نیست؛ بلکه ممکن است به معنای از دست دادن بخشی از ارتباط مدیر با جامعه باشد.
مدیری که میخواهد عملکردش دیده شود، پیش از آنکه به دنبال انعکاس عملکرد خود باشد، باید جامعه را ببیند، صدای مردم را بشنود و رسانه را بهعنوان پل ارتباطی میان مدیریت و افکار عمومی به رسمیت بشناسد. رسانه حرفهای قرار نیست صرفاً ویترین اقدامات مدیر باشد؛ بلکه باید بتواند واقعیتهای میدان، مطالبات مردم، نقاط قوت و حتی کاستیها را بیپرده اما منصفانه روایت کند.
ارتباط مؤثر با رسانه، یک اقدام تبلیغاتی یا تشریفاتی نیست؛ بخشی از حکمرانی ارتباطی و سرمایه اجتماعی مدیریت است. مدیری که درهای ارتباط را به روی خبرنگاران میبندد یا رسانه را فقط هنگام انتشار اخبار روابط عمومی به یاد میآورد، عملاً بخشی از ظرفیت شنیدن جامعه را از دست میدهد. در مقابل، مدیری که رسانه را محرم گفتوگو، پرسشگری و انتقال مطالبات عمومی میداند، حتی نقد را نیز فرصتی برای اصلاح، پاسخگویی و تقویت اعتماد عمومی تلقی میکند.
رسانه برای دیدهشدن مدیر نیست؛ رسانه برای دیدهشدن حقیقت است. و مدیری که حقیقت جامعه را میبیند، از رسانه نمیگریزد؛ بلکه از آن برای شنیدن، پاسخدادن، اصلاحکردن و ساختن اعتماد استفاده میکند.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0