بزرگترین خدمت یک مدیر شاید استعفا باشد؛ وقتی نمیتوانی برای مردم کاری کنی، کنار برو!

مدیریت، امانت مردم است نه امتیاز شخصی. کسی که توان، تخصص یا اختیار لازم برای انجام صحیح امور مردم را ندارد، نباید صرفاً برای حفظ جایگاه مدیریتی خود بر صندلی مسئولیت اصرار کند. گاهی شجاعانه کنار رفتن، اخلاقیترین و مسئولانهترین تصمیم یک مدیر است؛ زیرا منافع مردم باید بر ماندن در قدرت و حفظ جایگاه مقدم باشد.
عصر زنگی
بزرگترین خدمت یک مدیر شاید استعفا باشد؛ وقتی نمیتوانی برای مردم کاری کنی، کنار برو!
مدیری که ناتوانی خود را میپذیرد، از مدیری که با ناتوانی بر صندلی میماند، شجاعتر است
مدیریت، عنوانی برای نشستن پشت یک میز نیست؛ امانتی است سنگین که با حقوق مردم، فرصتهای توسعه و سرنوشت یک جامعه گره خورده است.
به همه کسانی که در جستوجوی مسئولیت، مدیریت و جایگاههای اجرایی هستند باید یک حقیقت مهم را یادآوری کرد:
اگر هدف شما واقعاً خدمت به مردم است، پیش از پذیرفتن یک مسئولیت از خود بپرسید آیا توان، تخصص، اختیار، تجربه و شجاعت لازم برای حل مشکلات مردم را دارید یا نه؟
اگر پاسخ منفی است، شاید بزرگترین خدمت شما این باشد که کنار بکشید.
پذیرفتن مسئولیت در شرایطی که فرد میداند توان انجام آن را ندارد، فقط یک انتخاب شخصی نیست؛ زیرا هزینه این ناتوانی را مردم پرداخت میکنند. پروژهای که به تأخیر میافتد، حقی که پیگیری نمیشود، مشکلی که حل نمیشود و فرصتی که از دست میرود، همه بخشی از هزینه مدیریت ناکارآمد است.
مدیری که میداند در چارچوب وظایف و اختیارات خود قادر به انجام امور مردم نیست، اما همچنان برای حفظ جایگاه مدیریتی خود اصرار به ماندن دارد، باید بداند که مسئولیت، ملک شخصی نیست؛ امانت عمومی است.
گاهی تصور میشود استعفا یا کنارهگیری از مدیریت نشانه شکست است؛ اما واقعیت میتواند کاملاً برعکس باشد.
کنار رفتنِ آگاهانه، زمانی که ماندن به زیان مردم است، نشانه ضعف نیست؛ نشانه بلوغ، شرافت و شجاعت مدیریتی است.
مدیری که میگوید «من نمیتوانم» و برای جلوگیری از تضییع حقوق مردم کنار میرود، ممکن است از نظر ظاهری یک جایگاه را از دست بدهد، اما در حقیقت اعتماد و احترام جامعه را به دست میآورد.
در فرهنگ مسئولیتپذیری، انسان نباید به دنبال صندلی باشد؛ باید به دنبال اثرگذاری باشد.
اگر توان حل مسئله نداری، اگر اختیار لازم برای انجام مسئولیت را نداری، اگر تخصص کافی برای مدیریت یک مجموعه را نداری یا اگر میبینی حضور تو گرهی از مشکلات مردم باز نمیکند، اصرار بر ماندن فضیلت نیست.
فضیلت آن است که منافع عمومی را بر منافع شخصی مقدم بدانی.
مردم به مدیرانی نیاز دارند که هنگام پذیرش مسئولیت، شجاع باشند و هنگام مواجهه با ناکارآمدی نیز شجاعت تصمیمگیری داشته باشند.
مدیریت واقعی یعنی پذیرش مسئولیت در روز انتصاب و پذیرش پاسخگویی در تمام روزهای مسئولیت.
هیچ صندلی مدیریتی نباید آنقدر ارزشمند تلقی شود که یک انسان برای حفظ آن، ناتوانی خود را از مردم پنهان کند.
اگر قرار است مدیریت، خدمت باشد، باید یک اصل ساده اما اساسی را پذیرفت:
هرجا ماندن ما به مردم خدمت میکند، بمانیم؛ و هرجا ناتوانی ما مانع خدمت به مردم است، شجاعانه کنار برویم.
این همان نقطهای است که قدرت را از مسئولیت جدا نمیکند، بلکه قدرت را در خدمت مسئولیت قرار میدهد.
و شاید بتوان گفت:
گاهی یک امضای استعفا، از صدها امضای مدیریتی ارزشمندتر است؛ اگر آن امضا برای حفظ حقوق مردم باشد.
کنار رفتن برای مردم، فرار از مسئولیت نیست؛
گاهی اوج مسئولیتپذیری است.
و اگر خدمت به مردم را عبادت بدانیم، باید بپذیریم که گاهی بزرگترین خدمت، کنار رفتن از جایی است که توان خدمت در آن نداریم.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0