وقتی شایستگی میبازد، صندلی مدیریت چه کسی را برنده میکند؟

ضعف مدیریتی صرفاً نتیجه ناتوانی یک فرد نیست؛ گاهی محصول انتخاب نادرست، نبود ارزیابی دقیق، ضعف مطالبهگری عمومی و فقدان پاسخگویی است. جامعه زمانی میتواند کیفیت مدیریت را ارتقا دهد که تخصص، کارنامه، شفافیت و نتیجه را به معیار اصلی اعتماد و انتخاب تبدیل کند.
عصر زنگی//لیکک
این پرسش، بیش از آنکه درباره «مدیران ضعیف» باشد، درباره سازوکار انتخاب مدیران است: چرا گاهی کسانی در جایگاه تصمیمگیری قرار میگیرند که نه تجربه کافی دارند، نه توان حل مسئله و نه قدرت پذیرش مسئولیتهای سنگین اجتماعی؟
واقعیت این است که هیچ مدیری بهتنهایی محصول ضعف یا توانمندی خویش نیست. مدیر، محصول بخشی از همان نظامی است که او را انتخاب، تأیید و در جایگاه مسئولیت قرار داده است. اگر شایستهسالاری به حاشیه برود و روابط شخصی، ملاحظات سیاسی، تعارفات، سهمخواهیها یا اعتمادهای بدون ارزیابی جای معیارهای تخصصی را بگیرد، طبیعی است که کیفیت مدیریت نیز به تدریج کاهش پیدا کند.
مسئله از جایی آغاز میشود که «مسئولیت» با «عنوان» اشتباه گرفته میشود
مسئولیت، صندلی، حکم اداری و عنوان سازمانی نیست؛ امانت مردم است.
مدیری که اختیار تصمیمگیری درباره زندگی، آینده و منابع عمومی را در اختیار دارد، باید بداند که هر تصمیم او میتواند برای جامعه فرصت بسازد یا هزینه ایجاد کند.
افراد ناتوان زمانی جرئت پذیرش چنین مسئولیتی را پیدا میکنند که احساس کنند قرار نیست توانایی آنان بهطور جدی سنجیده شود؛ قرار نیست عملکردشان با شاخصهای روشن ارزیابی شود و قرار نیست بابت ضعف تصمیمگیری، پاسخگویی واقعی وجود داشته باشد.
در چنین شرایطی، مشکل فقط «مدیر ضعیف» نیست؛ مشکل، ساختاری است که ضعف را قابل دوام میکند.
مدیر خوب، لزوماً پرحرفترین مدیر نیست
مدیریت واقعی با سخنرانی، وعده، عکس یادگاری و حضور در جلسات سنجیده نمیشود.
مدیر توانمند کسی است که مسئله را درست تشخیص دهد، تصمیم بگیرد، مسئولیت تصمیم خود را بپذیرد، از کارشناسان استفاده کند و نتیجه کارش را به مردم نشان دهد.
گاهی یک مدیر کمحرف، اما مسئلهشناس، بسیار مؤثرتر از مدیری است که برای هر موضوعی سخن دارد اما برای هیچ مسئلهای راهحل ندارد.
سخن آخر
شاید امروز بیش از آنکه به مدیران بیشتر نیاز داشته باشیم، به معیارهای بهتر برای انتخاب مدیران نیاز داریم.
جامعه توسعهیافته جامعهای نیست که در آن هیچ مدیر ضعیفی وجود نداشته باشد؛ جامعه توسعهیافته جامعهای است که در آن مدیر ضعیف نمیتواند برای مدت طولانی پشت عنوان، رابطه و سکوت پنهان بماند.
مسئولیت عمومی، محل آزمون افراد نیست؛ امانت مردم است.
پس پیش از آنکه بپرسیم «چرا فلان مدیر ضعیف است؟»، باید به اصل مسئله بازگردیم: آیا فردی که مسئولیت پذیرفته، از دانش، تجربه، قدرت تصمیمگیری و توان اداره امور برخوردار است؟
اگر پاسخ منفی باشد، ادامه حضور چنین فردی در جایگاهی که نیازمند تخصص و توانمندی است، نهتنها یک ضعف فردی، بلکه هدررفت ظرفیتهای یک مجموعه و تحمیل هزینه بر روند توسعه خواهد بود.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0