جامعهای که سکوت میکند، شریک سقوط است

سکوت اجتماعی پدیدهای خنثی و بیاثر نیست، بلکه رفتاری معنادار با پیامدهای عمیق اجتماعی، سیاسی و اخلاقی است. در جوامعی که شهروندان، نخبگان و رسانهها در برابر انحراف قدرت، ناکارآمدی مدیریتی و بیعدالتی سکوت میکنند، مسیر سقوط نهادی و فروپاشی سرمایه اجتماعی هموار میشود. این متن با رویکردی علمی و تحلیلی، سکوت را بهعنوان یکی از عوامل پنهان اما مؤثر در تداوم بحرانهای اجتماعی بررسی میکند.
سکوت جامعه صرفاً نبود صدا نیست، بلکه فقدان مسئولیت جمعی است. در نظریههای جامعهشناسی سیاسی، سکوت شهروندان نوعی کنش منفی فعال تلقی میشود؛ کنشی که پیام روشنی برای صاحبان قدرت دارد: نبود هزینه برای خطا. زمانی که جامعه میبیند، میداند و تجربه میکند اما واکنشی نشان نمیدهد، عملاً چرخه انحراف، فساد و ناکارآمدی را بازتولید میکند.
سکوت، بهتدریج مرز میان خطا و هنجار را از بین میبرد. آنچه روزی تخلف محسوب میشد، با تداوم بیواکنشی عمومی به رویه تبدیل میشود. در این شرایط، دروغها عادی، تصمیمات اشتباه تکرارشونده و مسئولیتگریزی نهادینه میشود. این فرآیند، نه ناگهانی، بلکه خزنده و تدریجی است و دقیقاً به همین دلیل خطرناکتر است.
یکی از نخستین قربانیان سکوت اجتماعی، سرمایه اجتماعی است. اعتماد عمومی، مشارکت مدنی و احساس اثرگذاری شهروندان بهمرور فرسوده میشود. جامعهای که باور دارد صدایش شنیده نمیشود، یا هزینه دارد، به انفعال پناه میبرد و انفعال، بستر مناسبی برای سلطه تصمیمات غیرپاسخگو فراهم میکند. در چنین فضایی، فاصله مردم و حاکمیت عمیقتر شده و شکاف اجتماعی تشدید میشود.
سکوت نخبگان و صاحبان تریبون، شتابدهنده این سقوط است. زمانی که آگاهی وجود دارد اما بهدلیل مصلحتاندیشی، منافع شخصی یا ترس از حذف، حقیقت بیان نمیشود، جامعه وارد مرحله عادیسازی انحراف میگردد. در این مرحله، فساد دیگر شوکآور نیست و ناکارآمدی به امری طبیعی تبدیل میشود.
از منظر اخلاق اجتماعی، مسئولیت تنها به انجام عمل محدود نمیشود؛ ترکِ عملِ ضروری نیز مسئولیتآور است. شهروندی که در برابر بیعدالتی، دروغ و سوءمدیریت سکوت میکند، اگرچه عامل مستقیم نیست، اما شریک غیرمستقیم پیامدهاست. این مشارکت خاموش، مسیر اصلاح را مسدود و هزینه تغییر را سنگینتر میکند.
قدرت، ذاتاً میل به گسترش و رهایی از نظارت دارد و تنها عاملی که میتواند این میل را مهار کند، جامعهای آگاه، مطالبهگر و پرسشمحور است. نقد، دشمنی نیست و مطالبه، بیاخلاقی محسوب نمیشود؛ بلکه شرط بقای سالم جامعه و قدرت است.
سقوط اجتماعی و نهادی، محصول یک تصمیم یا یک فرد نیست؛ نتیجه زنجیرهای از سکوتهاست. هر سکوت، یک گام به عقب و هر مطالبه آگاهانه، یک گام به سوی اصلاح است. جامعهای که سکوت میکند، صرفاً قربانی شرایط نیست؛ شریک سقوط است.
خبرنگار: حسین جعفری نیکو
پایگاه خبری تحلیلی عصر زنگی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 2 انتشار یافته : 0