ایران پس از دو جنگ؛ از سوگ و خسارت تا بازتعریف قدرت ملی

جنگهای دوازدهروزه و رمضان، با وجود خسارتهای انسانی، شهادت رهبر انقلاب، فرماندهان، نیروهای نظامی و مردم و آسیب به زیرساختهای کشور، آزمونی بزرگ برای ایران بودند. اکنون در مرحله پس از جنگ، حفظ وحدت ملی، تقویت سرمایه اجتماعی و پرهیز از معاملهگری و رقابتهای سیاسی فرسایشی، ضرورتی اساسی برای بازسازی و تثبیت قدرت ملی است.
عصر زنگی
به گزارش پایگاه خبری عصر زنگی، جنگ دوازدهروزه و همچنین جنگ رمضان، در روایت این روزهای ایران، تنها دو مقطع نظامی نیستند؛ بلکه نماد دو آزمون بزرگ برای امنیت ملی، انسجام اجتماعی و ظرفیت تابآوری کشور به شمار میروند؛ آزمونهایی که در جریان آنها، ایران هزینههای سنگینی را متحمل شد و شهادت رهبر انقلاب، فرماندهان نظامی، نیروهای مدافع کشور و جمعی از مردم، عمق این هزینهها را به تصویر کشید.
آسیب به زیرساختها، خسارتهای اقتصادی و انسانی و داغ خانوادههایی که عزیزان خود را از دست دادند، واقعیتهایی نیستند که بتوان از کنار آنها به سادگی عبور کرد. هر یک از این خسارتها بخشی از سرمایه ملی کشور است و باید با برنامهریزی، تدبیر و اراده ملی جبران شود.
اما تاریخ کشورها تنها با میزان خسارتهایشان نوشته نمیشود؛ بلکه با نحوه ایستادن آنها پس از بحران قضاوت میشود.
ایران امروز، با وجود تمام فشارها و هزینههای تحمیلشده، در محاسبات منطقهای و بینالمللی همچنان کشوری اثرگذار و قدرتمند محسوب میشود؛ کشوری که نمیتوان معادلات امنیتی منطقه را بدون در نظر گرفتن ظرفیتها، نفوذ و توان بازدارندگی آن تحلیل کرد.
این واقعیت، یک پیام روشن برای داخل کشور نیز دارد: اکنون زمان آن نیست که اختلافات سیاسی به شکاف اجتماعی تبدیل شود یا رقابتهای جناحی، منافع ملی را تحتالشعاع قرار دهد.
معاملهگران سیاسی، سهمخواهان قدرت و کسانی که منافع شخصی و جناحی را بر منافع ایران ترجیح میدهند، باید بدانند که کشور در شرایط پس از بحران بیش از همیشه به وحدت و عقلانیت نیاز دارد.
البته وحدت ملی به معنای تعطیل کردن نقد نیست. جامعه زنده، مسئولان را نقد میکند، مطالبهگری میکند و خواستار اصلاح امور است؛ اما میان نقد مسئولانه و سخنانی که آگاهانه یا ناآگاهانه موجب تضعیف اعتماد عمومی میشود، تفاوتی بنیادین وجود دارد.
در چنین شرایطی، سکوت و خویشتنداری سیاسی، آنجا که سخن گفتن میتواند به وحدت ملی آسیب بزند، نه نشانه ضعف بلکه میتواند نشانه درک مسئولیت تاریخی باشد.
ایران پس از جنگ، به جای جنگ داخلیِ سیاسی و فرسایش سرمایه اجتماعی، به بازسازی نیاز دارد؛ بازسازی زیرساختها، اقتصاد، اعتماد عمومی و امید مردم.
اگر دشمن توانسته باشد به بخشی از زیرساختهای کشور آسیب بزند، نباید اجازه داد اختلافات داخلی به زیرساخت اعتماد و انسجام ملی آسیب بیشتری وارد کند.
امروز صندلیهای سیاسی ماندگار نیستند؛ دولتها تغییر میکنند، مسئولان جابهجا میشوند و جریانهای سیاسی میآیند و میروند؛ اما ایران باقی میماند.
از همین رو، معیار قضاوت درباره رجال سیاسی نیز نباید فقط میزان موفقیت آنان در حفظ جایگاه و قدرت باشد؛ بلکه باید دید در لحظههای حساس، چه اندازه توانستهاند منافع ملی، آرامش جامعه و وحدت مردم را بر منافع شخصی و جناحی مقدم کنند.
تجربه جنگهای دوازدهروزه و رمضان، با تمام تلخیها و خسارتهای خود، یک درس بزرگ برای امروز دارد:
کشوری که از بحران عبور میکند، اگر بتواند از دل خسارت، انسجام و قدرت بیشتری بسازد، شکستخورده نیست؛ بلکه در حال بازتعریف قدرت خویش است.
اکنون مسئولیت همه جریانهای سیاسی، رسانهها، نخبگان و مدیران آن است که اجازه ندهند زخمهای جنگ به شکافهای سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.
ایران به دشمنی در داخل نیاز ندارد؛
به عقلانیت، وحدت، شجاعت در تصمیمگیری و مسئولیتپذیری ملی نیاز دارد.
جنگ پایان مییابد، اما آزمون پس از جنگ تازه آغاز میشود؛ آزمونی که نشان خواهد داد چه کسانی برای حفظ صندلی خود سیاستورزی کردند و چه کسانی برای حفظ ایران.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0