نگاهي به موسيقي سنتي ايران

موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاهها، نغمهها، و آوازها می باشد.که از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دلنشینتر، سادهتر و قابلفهم تر بودهاست امروز در دسترس است. ردیف در واقع مجموعهای از مثالهای ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با
موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاهها، نغمهها، و آوازها می باشد.که از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دلنشینتر، سادهتر و قابلفهم تر بودهاست امروز در دسترس است.
ردیف در واقع مجموعهای از مثالهای ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هممعنی است. یک مجموعهٔ ردیف، مجموعه مثالهایی موسیقایی از هر کدام از گوشههای یک دستگاهاست که بیانگر نسبت نتهای مورد استفاده در آن گوشه و حال و هوای احساسی آن است.
گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زند و اوایل سلسلهٔ قاجار آغاز شدهاست. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیف دستگاهی شد و جای مقامهای چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.
دستگاه
آواز
آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که میتوان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و میتواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. بهطور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست ((ر)) میباشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش میکند و در نهایت روی همان نت میایستد. بهطور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در اینجا شور) باز میگردد.
گروه نوازندگان، مُهر بازمانده از شوش
تآثیر موسیقی بر جامعه
موسیقی برای شنیدن ساخته می شود و بدین سبب کاملا طبیعی است که نقش شنونده در خلق موسیقی و ارتباطی که با آن برقرار می کند، نقش کاملا موثری باشد. موسیقی خصوصا در جوامع غیر صنعتی، تنها یک وسیله ساده تفریحی، یک منبع ارضای روحی یا یک هنر رایج نیست، بلکه با اعمال و رفتار و روزمره افراد جامعه نیز بستگی نزدیک دارد.
خواندن آواز:
آواز خواندن هنگام انجام فعالیت های سنگین و کار روزانه موجب می شود که فرد یکنواختی کار و سختی آن را به فراموشی سپرده و با انرژی و هماهنگی بیشتری کار کند.آواز ها ضمن تنوع و سرگرمی بخشیدن به زمان استراحت، موجب فراهم ساختن اوقات خوش و نشاط و دور ساختن خمودگی و دلمردگی می گردند.این کارکردهای موسیقی مربوط به زمان حاضر نبوده و از گذشته های دور و آغاز تمدن بشری مثمر ثمر بوده اند..
نغمه های موسیقی:
نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلول های عصبی، احساس و انگیزه ای را تقویت، تضعیف و یا منتقل می سازند.جنبه موسیقیایی زبان نیز صرفا برای زیبایی و لذت بخشی زبان نیست بلکه عامل انتقال مفاهیم و احساسات به مخاطب نیز می باشد. به نظر می رسد که آفرینش موسیقی نیز چون طراحی و نقاشی از فعالیت ها ی فطری بشر است.
.(استور،1383) جنین در رحم مادر به موسیقی واکنش نشان می دهد و پس از تولد نیز لالایی و ضرب آهنگ و لحن زمزمه هایی که مادران خطاب به نوزادان خود به کار می برند، برای استحکام بخشیدن به رابطه میان آنها از کلماتی که این نواسازی ها را همراهی می کنند اهمیت بیشتری دارند. دراین نوع مبادله مهمترین مولفه های زبان ، اجزایی هستند که با حالت و بیان احساسی سر و کار دارند، نه انتقال اطلاعات واقعی.
تأثیر موسیقی بر کودکان
آموزش موسیقی در سنین پیش دبستانی می تواند باعث بهبود عملکرد دانش آموز در سال های آتی در زمینه ریاضیات و مهندسی شود و از موسیقی در سنین پایین می توان بعنوان وسیله ای برای بهبود عملکرد در زمینه های مختلف استفاده کرد و باعث بهبود عملکرد آتی فرد شدبکار گیری کلام و معانی مثبت و بیان اندیشه هایی با آموزه های اخلاقی همراه با موسیقی میتواند در جهت تحول بخشی شخصیت مخاطب و در شناخت هویت خویش موثر واقع شود.
موسیقی در تسهیل یادسپاری نیز موثر است و این موضوع در پژوهش بر کودکان عقب افتاده بطور عینی اثبات شده است. این کودکان هنگامی که اطلاعات با آواز به آنان داده شود بیشتر از وقتی که بصورت داستان برایشان خوانده شود، میتوانند آن اطلاعات را بخاطر آورند.
تآثیر مخرب گوش دادن موسیقی های خشن:
در نوع آوازهای خشونتآمیز خواننده با سرعت زیادتری واژهها را ادا میکند و ذهن نیز برای دریافت واژهها سرعت میگیرد شکل ایجاد احساس خشونت و پرخاش در شنونده به گونهای ظاهر میشود که علت بروز آن را به راحتی تشخیص نمیدهد و از چنین پرخاشجویی احساس وحشتی نیز ندارد که این بر اثر تخریبی آن میافزاید. در این ارتباط حتی موسیقیهای خشونتآمیز که به شکل هجوآمیز نیز اجرا میشوند، هنوز مشمول اثر تخریبی خواهند بود.
بنابر نظر دکتر اندرسون تفکرات درونی پرخاشجو و خشونتآمیز میتواند تاثیر قابل ملاحظهای بر روی ارتباطات شخص با جامعه پیرامون وی بگذارد و به تدریج این پرخاشگری در ارتباطات اجتماعی شخص ظهور عینی مییابد. در ابتدا شخص رفتاری بدور از ادب در مناسبات اجتماعی خواهد یافت لیکن در ادامه این رفتار به ارتباطات با خشونت خواهد رسید به گونهای که فرد مقابل را نیز وادار به رفتار خارج از ادب میکند. این خشونت در ابتدا صرفاً به صورت کلامی ظهور مییابد و با پیشرفت آن منجر به خشونت فیزیکی نیز میشود.
تأثیر موسیقی بر روان انسان:
تحقيقات نشان داده که موسيقي هاي آرام (مانند موسيقي کلاسيک با تمپوي پايين ) ، آرام بخش هستند ، احساسي که از 30 دقيقه گوش دادن به چنين موسيقي بوجود مي آيد معادل آرامشي است که از خوردن يک قرص واليوم حاصل مي شد . از آنجا که در اين نوع موسيقي ، شعري وجود ندارد ، ملودي ، تن ، آهنگ و ريتم است که تاثير گذار است و هر دو نيمکره مغز را درگير جريان خود مي کند .
بر طبق تحقيقات مشابه ، موسيقي ممکن است تاثير منفي نيز داشته باشد بر حسب اينکه موسيقي را خوب يا بد گوش بدهيم ، مي تواند تاثير مثبت و يا مانند زهر در بدن عمل کند .
مطالعاتي که در زمينه تاثير موسيقي بر رشد گياهان انجام شده ، نشان داده که براي مثال ، موسيقي راک ، رشد گياه را متوقف مي کند و بر عکس ، موسيقي کلاسيک ، باعث تسريع رشد گياه مي شود . به عنوان مثال در کشور هلند براي پرورش گل در زمان هاي خاصي از شب براي افزايش رشد گياهانشان از موسيقي آرام استفاده مي کنند .
حواس وسيله ارتباط آدمي با عالم خارج است . اصوات موسيقي از طريق گوش به مغز مي رسد و حواس و عواطف را تحريک مي کند و با ايجاد انرژي موجب انگيزه و فعاليت مي شوند . نغمه هاي موسيقي بر حسب ترکيب فواصل و ريتم داراي ارتعاشات خاصي هستند که با تحريکات ارتعاشات سلول هاي عصبي ، احساس و انگيزاي را تقويت ويا منتقل مي سازد.
نظریه سن آگوستین در خصوص موسیقی:
سن آگوستین فیلسوف مسیحی در قرن چهارم در”رساله موسیقی” نظریاتی را مطرح می کند که بر اساس آن تا وقتی موسیقی به عمق وجود تاثیر نکند صرفا اصواتی بی اهمیت خواهد بود.از طرف دیگر موسیقی و تاثیر آن به نحو گریز%:/.,D8�پذیری وابسته به کیفیت اجرای آن است. بطورکلی آثار هنری که حاصل تاملات روشنگرانه هنرمندان در ماهیت زندگی است عمیقا دگرگون کننده اند و به مخاطب امکان میدهد تا درباره مسائل زندگی بر پایه آن چه این هنر متعهد برایش به همراه می آورد بیاندیشد. آثار هنری میتوانند آن جا که با نبوغ هنری پیوند میخورند عرصه طرح تفکر جدی پیرامون مسائل مهم زندگی انسان باشند.
تأثیر موسیقی بر افراد مختلف:
موسیقی روی همه افراد تاثیر میگذارد اما اثر آن در هر فردی متفاوت است، برای دریافت اثر مثبت موسیقی مخاطب خود باید در این امر مشارکت کند، از نقاط ضعف سلامتی خودآگاه بوده و از سبک های گوناگون موسیقی با توجه به نیاز خود بهره گیرد و این امر را مورد توجه قراردهد که سلامتی همه جنبه های جسمی، عاطفی، ذهنی، روحی را در بر میگیرد و بسیاری از علائم جسمی بازتاب اختلال در حوزه های دیگر مسائل انسانی است و نگرش هر فرد مشخص می کند که چگونه در ارتباطات و موقعیتها عکس العمل نشان دهد.
آنچه در این بین در رابطه با مخاطب شایان ذکر است آن است که مخاطب با تمام خویشتن خود با همه وسواس های دیرنده و علایق گذرا به سراغ اثر هنری ،فیلم ، موسیقی و… رفته و “خود” یا “نفسی” است که از موضع نارضایی بدنبال پاسخ است و باید تحول یابد، در غیر اینصورت هیچ یک از هنرها با هر مضمون و سبک و گستردگی که ارائه شوند نمی توانند بر شخصیت مخاطب یا هنرمند آفریننده اثر تاثیرگذار واقع گردند و یا موجب تحول شوند.
منابع:
اینترنت
کتاب رو
برچسب ها :عصر زنگی.موسیقی.سنتی.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0