وداعی که هیچ واژهای تاب بیانش را ندارد
در این یادداشت ادبی و احساسی، وداع با رهبری تأثیرگذار در قالب روایتی تأملبرانگیز به تصویر کشیده شده است؛ روایتی از اندوه، همبستگی مردم، خاطرات مشترک و دعا برای عزت، آرامش و سربلندی ایران.
پایگاه خبری عصر زنگی//لیکک
امروز، در خیال و روایت این متن، گویی آسمان ایران رنگ دیگری دارد؛ رنگ دلتنگی، رنگ اشک و رنگ وداع.
مردم، پیر و جوان، زن و مرد، آرام و بیصدا گرد هم آمدهاند؛ نه برای یک بدرقه معمولی، بلکه برای بدرقه مردی که سالها نامش با مقاومت، صبوری و ایستادگی گره خورده بود. در این روایت، دلها سنگین است، نگاهها بارانی است و زبانها از شدت اندوه، یارای سخن گفتن ندارند.
چه سخت است بدرقه کسی که سالها بخشی از خاطرات یک ملت بوده است. گویی هر کوچه و خیابان، هر پرچم و هر نوای «اللهاکبر»، خاطرهای از روزهای دشوار و امیدهای بزرگ را در خود زنده میکند.
امروز، اگرچه اشک بر گونهها جاری است، اما مردم با قلبهایی سرشار از دعا، از خداوند میخواهند که این سرزمین را در سایه وحدت، عزت و آرامش حفظ کند و نسلهای آینده را به راه حق، عدالت و خدمت به مردم رهنمون سازد.
تاریخ، همواره انسانها را با کردار و آثارشان به یاد خواهد آورد؛ و آنچه برای ملتها باقی میماند، درسها، خاطرهها و تجربههایی است که چراغ راه آینده میشود.
خدایا، ایران را سربلند، مردمش را سرافراز و این سرزمین را از هر اندوه و فتنهای محفوظ بدار.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0