دزدان دیروز، دزدان امروز؛ تفاوت در فقر است یا وجدان؟

دزدی در هر شکل محکوم است، اما تفاوت میان جرم برخاسته از فقر و جرمی که از طمع و زیادهخواهی سرچشمه میگیرد، قابل تأمل است. امروز، آنچه بیش از سرقت اموال، جامعه را تهدید میکند، غارت اعتماد عمومی و اخلاق توسط افرادی است که با وجود برخورداری از امکانات و جایگاه، منافع شخصی را بر حقوق مردم ترجیح میدهند.
دزدی، در هر زمان و به هر شکل، عملی ناپسند و محکوم است؛ اما تاریخ نشان میدهد که انگیزهها و پیامدهای آن همیشه یکسان نبودهاند.
در گذشته، بسیاری از سارقان، گرفتار فقر، محرومیت یا شرایط سخت زندگی بودند. نه سواد چندانی داشتند، نه امکاناتی برای تغییر سرنوشت خود. گاه همان فرد خطاکار، بخشی از آنچه به دست میآورد را میان همسایگان یا نیازمندان تقسیم میکرد؛ رفتاری که هرگز جرم را توجیه نمیکند، اما نشان میدهد هنوز اثری از وجدان و همدلی در وجود او باقی مانده بود.
امروز اما جامعه با نوع دیگری از دزدی روبهروست؛ دزدی کسانی که از رفاه، تحصیلات، قدرت و نفوذ برخوردارند، اما طمع، اخلاق را در وجودشان به اسارت گرفته است. آنان نه برای نان، بلکه برای انباشتن ثروت، حقوق مردم و بیتالمال را غارت میکنند و گاه با ظاهری آراسته، شعارهای اخلاقی و دینی نیز سر میدهند.
جامعه را دزد گرسنه کمتر از دزدِ سیر و طماع آسیب میزند؛ زیرا اولی شاید شکم خود را سیر کند، اما دومی اعتماد مردم، عدالت، امید و آینده یک ملت را به تاراج میبرد.
بدترین فقر، فقرِ وجدان است؛ و خطرناکترین سرقت، سرقتِ اعتماد مردم.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0